فرهنگ سنتی خشونتگرایی مانع داخلی صلح
طی دو دهه حاکمیت دموکراسی در کشور، بیشترین توجه مقامات عالیه دولتی و همکاران خارجی، در قسمت کلان شهرها معطوف بوده است، قصبات افغانستان به عنوان یگانه عامل سربازگیری افراطگرایان و بستر تحول خشونتها، کمترین توجه مقامات را در اصلاح سازی خود نداشته است.

بیشترین انتقادها در طول دوران جنگ افغانستان متوجه کشورهای همسایه به خصوص پاکستان بوده است، با توجه به اینکه بدون شک این کشور یکی از حامیان اصلی ترویج جنگ و خشونت بوده است؛ اما کمتر کسی به بستر و زمینههای داخلی اعمال خشونتها توجه کرده است.
طی دو دهه حاکمیت دموکراسی در کشور، بیشترین توجه مقامات عالیه دولتی و همکاران خارجی، در قسمت کلان شهرها معطوف بوده است، قصبات افغانستان به عنوان یگانه عامل سربازگیری افراطگرایان و بستر تحول خشونتها، کمترین توجه مقامات را در اصلاح سازی خود نداشته است.
فرهنگ سنتی (غیرت افغانی) و اعتقادات دینی در فقدان آگاهی مبنایی از آموزههای دین، باعث گردیده است تا گروه طالبان به راحتی از این ضعف استفاده نموده و مسیر آنان را به حمایت از خویش سوق دهند.
رشد روز افزون سربازگیری طالبان به صورت غالب از میان دهکده نشینان افغانستان رقم خورده است، در حالیکه پس از سال ۲۰۰۲ این زمینه فراهم شده بود که مقامات و متنفذین عودت کنندهی هوادار نظام، در عوض تمرکز در کابل و سرگرم شدن به سهم گیری در قدرت، میتوانستند در قصبات سکنی گزینند و با راه اندازی پروژههای آگاهی دهی و احداث مراکز تعلیمی و تربیتی، نسل جدید با باورهای به روز و مدرن را تحویل جامعه افغانستان بدهند، اما هیچگاه به چنین موردی مبادرت نورزیدند تا گروه طالبان بر خواسته از مدارس دیوبندی و پاکستان مجددا در قریهها هدفمندانه به فعالیت آغاز نمودند و با ممارست و پشتکار مداوم توانستند اکثرا حامیان شان را از مناطق دور دست تدارک ببینند.
نتایج عدم توجه به این بخش از جامعه باعث گردید تا امروز آنان به عنوان یک چالش جدی فرا راه نظام و مردمسالاری قد علم نمایند، در زمانی که بستر سازی خشونتگرایی در کشور صورت گرفته باشد و مردم آمادهی لبیک گویی به مداخلات کشورهای بیرونی به لحاظ روحی آماده باشند.
طبیعی است که نمیتوان تقصیر را به عهدهی پاکستان و سایر کشورها انداخت، اگر سیاستمدارن افغان مناطق طالبخیز را عطف توجه شان قرار میدادند و فرصت افراطگرایی را از طریق حضور طولانی مدت و دایر نمودن ورکشاپها و آگاهی دهی عامه در نطفه خنثی مینمودند اکنون کمترین مجرا جهت رخنه و نفوذ تروریست پروران در کشور موجود نبود.
با اینحال اکنون که در واپسین لحظات مذاکرات بین الافغانی قرار داریم و احتمال اینکه به صلح دست یابیم دور از انتظار نیست، لازم پنداشته میشود تا بعد از تحقق صلح، هیچگاه قصبات افغانستان مورد فراموشی قرار نگیرد تا سایر گروههای افراطی نتوانند با استفاده از حربه دین و ایدئولوژی از میان دهاتیهای کشور سربازگیری نمایند، شورای عالی مصالحه به عنوان نهاد مدیریت کنندهی صلح این مسئولیت را دارد که در پلانهای بعدی اش بسترهای داخلی خشونتگرایی را محو نموده و بر اساس سروی و شناخت دقیق از قریهجات کشور در امر تعلیم و ذهنیت سازی آنان مبادرت و تلاش ورزد.
