نظام معارف و کمبودات معلم در صنوف درسی
هم اکنون به دلیل جنگ و درگیریها تقریبا نصف نفوس و مناطق کشور از ارائه خدمات وزارت معارف بی بهره اند، این وزارت از امکانات مالی - بودجوی نیز بهره مند است، در حال حاضر که نمیتواند / نمیخواهد به رفع چالش کمبودات موجود توجه نماید

خبرگزاری رشد، کابل: در حالیکه جهان امروز از عصری شدن انسان با میزان پدیدههای مدرن و تکنالوژی حرف به میان میآورد، در این سو کشور ما افغانستان تا کنون از معضلات کمبود معلم و منابع انسانی در سیستم معارف رنج میبرند بنا به بر آوردی که تعدادی از فعالین مدنی در غرب کابل از کمبود معلمین داشتند و به تعقیب آن کنفرانس مطبوعاتی در امر رسیدگی به حل این چالش ارائه نمودند، اعم از لیسههای ذکور و نسوان هر کدام با کمبودی بیش از ۱۰۰ معلم و کمترین آن حدود ۴۰ معلم دچار هستند، همینطور که این قاعده جزء را به کل تطبیق نماییم سائر نواحی کابل نیز طبعا از چنین مورد رنج میبرند، در حالیکه سالانه هزاران فارغ دانشگاهی داریم و از لحاظ منابع انسانی در این زمینه دچار مشکل نمیباشیم.
هم اکنون به دلیل جنگ و درگیریها تقریبا نصف نفوس و مناطق کشور از ارائه خدمات وزارت معارف بی بهره اند، این وزارت از امکانات مالی – بودجوی نیز بهره مند است، در حال حاضر که نمیتواند / نمیخواهد به رفع چالش کمبودات موجود توجه نماید، در صورتیکه تمام مناطق کشور امنیت سراسری حاکم گردد و دروازههای مکاتب به روی بازماندگان تعلیم و تربیه باز گردد، طبعا وزارت محترم معارف کم کاری و نا توانیهای بیشتری را از خود برجسته خواهد ساخت، افغانستان در حال حاضر با تمام نقاط قوت و ضعفی که در معارف کشور حاکم بوده است در ساحات تحت نفوذ دولت بیشترین با سوادها و تحصیل یافته را دارند، اینطور نیست که همانند اوایل حکومت انتقالی، شهروندان به کمبودات و چالشهای موجود معارف توجه نکنند؛ بلکه اهمیت نظام تعلیمی – تربیتی تا آن حد برای مردم محرز و حایز اهمیت است که همانند نیازهای اولیه شان آن را از نظر دور نمیدارند، بنا بر این در عضر و زمان کنونی وزارت محترم معارف در قبال خواستههای فوق الذکر شهروندان دو راه دارد اول اینکه در رفع آن عملا وارد اقدام شده و نیازمندیهای مکاتب را مرفوع سازد، راه دیگر اینکه اگر واقعا دچار کمبود مالی و منابع انسانی میباشند که بعید به نظر میرسد، باید از طریق رسانهها آن را صادقانه همگانی سازند که جهت رفع معضل موجود راه حل اساسی سنجیده شود، صداقت رفتاری وزارت با مردم، باعث میگردد تا اعتبار آموزشی کشور از اهمیت قابل توجه بارور گردد و در صورت کاستیهای خارج از توان این نهاد علمی – تربیتی شهروندان و جامعه مدنی به صورت رضاکارانه نیز راه حل هایی در رفع آن پیشکش خواهند نمود، کافیست که در این زمینه اغماض و چشم پوشی صورت نگیرد.
در نظام معارف کشور به خصوص در مکاتب و آموزشگاهها دو مورد مهم در کیفیت تعلیم و تربیه نقش به سزایی دارند، که عبارت از سیستم تعلیمی – تربیتی و معلمین این نهاد میباشد، در کشور ما که نظام معارف دچار آسیبهای گوناگون متأثر از جنگ و نا امنی است بحث در مورد سیستم هر چند با اهمیت است؛ اما به آن کمتر توجه شده است، مسئله سخت افزاری آن که عبارت از تکمیل معلمین، کتابهای درسی و ساختمانهای مکتب میباشد نیز دچار نواقص جدی است انتظار میرود که رهبری وزارت محترم معارف در رفع کمبودی یاد شده اقدام لازم را بنمایند، اگر به صورت مسئولانه در این مورد رسیدگی صورت گیرد دو منفعت کلان اجتماعی را در پی دارد، نخست اینکه مکاتب از کمبودات معلمین رهایی یافته و مسیر روشنایی به سمت دانش اندوزی هموار میگردد، ثانیا از معضل بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی تا حدودی کاسته شده و خانوادههای زیادی از فقر و بیچارگی رهایی مییابند.
این در حالیست که در دوران حکومت آقای کرزی، رهبری وزارت معارف به فساد عظیم مالی متهم گردیده بود که عمده ترین آن از ساخت مکاتب خیالی و معلمین خیالی گرفته تا ایجاد بستهای مشاوریت غیر ضروری در درون این نهاد مورد تمرکز رسانهها و جامعه مدنی قرار گرفته بود، فاروق وردک مسئول قبلی این وزارت تا کنون نتوانسته است بار اتهامات وارده را از روی دوش خود بردارد، اهمیت حیاتی وزارت معارف باعث گردیده است تا مسئولین رسانهها و جامعه مدنی همواره فعالیتها و بازدهی آن را مورد محاسبه قرار داده و میزان ضعف و قوت آن را به خورد اذهان عامه بدهند، این نهاد موثر دولتی تا کنون نتوانسته است که اعتبار از دست رفته را بطور قناعت بخش اعاده نموده و رضایت خاطر شهروندان را از شفافیت آن حاصل نماید.
