کش و قوسهای سیاسی و ازدیاد روز افزون کارتن خوابها
کارتن خوابها در پیمانهی وسیع طیفهای گوناگون اشخاص را شامل میشود که معتادان مواد مخدر، کودنها، لاابالیها، بی عرضهها، پیران و تن به رضا دادهها مترادف شمرده میشوند

در حالیکه که کشور در حساس ترین مقطع زمانی جنگ و صلح قرار دارد، سیاسیون و مقامات بلند پایه حکومت درگیر حل معضلات مربوط به آن میباشند، در کنار این چالش، وضعیت چهارماههی کرونا و قرنطین نیز بر مشکلات سیاستهای اقتصادی افزود و ضریب جدیدی از گراف فقر و معضلات اقتصادی را بر شانههای مردم افغانستان تحمیل نمود، ازدیاد روز افزون خانه به دوشان خیابانی و کارتن خوابها بیانگر ضعف و رکود اقتصادی مضاعف است که کشور را وارد مرحله جدیدی از معضلات اقتصادی نموده است، کارتن خوابها در بسیاری از کشورهای جهان به عنوان یکی از معضلات اجتماعی فرا راه دولت به حساب میآیند که کشورهای توسعه یافته با استفاده از سیاستهای اقتصادی تهیه مسکن در راستای جلوگیری و مهار روز افزون آنان با طرحهای قابل اجرا در صدد مهار آن بر میآیند، اما در کشورهای عقب ماندهی مانند افغانستان که هنوز مسائل سطحی سیاستهای اقتصادی و اجتماعی جنبه عملی به خود نمیگیرد به عنوان یک معضل لاینحل اجتماعی باقی مانده است.
کارتن خوابها در پیمانهی وسیع طیفهای گوناگون اشخاص را شامل میشود که معتادان مواد مخدر، کودنها، لاابالیها، بی عرضهها، پیران و تن به رضا دادهها مترادف شمرده میشوند، بسیاری از آنها هنوز هم برازندهی این صفات هستند، اما در این اواخر شمار روز افزون آنها را جوانانی تشکیل میدهند که به تازگی بیکار شده اند و مذبوحانه میکوشند راهی برای برگشت به زندگی گذشته پیدا کنند، در واقع کارتن خوابهایی که مد نظر این مقاله قرار دارد عبارت از کسانی اند که به علت سیاستهای غلط اقتصادی و بی عدالتیهای سیاسی به کار و فعالیت اقتصادی دست نیافتند و یا هم در وضعیت پس از کرونا مشغله کاری شان را از دست داده اند، بنا بر این کارتن خوابهای طیف جدید جوانان و تحصیل یافتههای این مرز و بوم هستند که به علتهای گوناگون در شهرهای کشور دنبال کار و فعالیت هستند؛ اما به هر علت ممکن به آن دست نیافته و شبها را در پارکها و کنار سرکها روی کارتن میگذرانند، تعدادی هم بنا به عدم همنشینی با اشخاص سالم، جذب معتادین مواد مخدر و سارقین حرفوی شده و از این راه به زندگی ادامه مسیر میدهند، در میان جوانان فقیر و بیکار پس از قرنطین، به ندرت اشخاصی یافت میشوند که مسیر زندگی سالم را اختیار نموده باشند و جهت رفع بیکاری شان دست به سبزی فروشی و کارهای شاقه زده باشند، اکثر آنان به علت زیر بار نرفتن منتهای خانوادگی راه کلان شهرها را جهت دستیابی به شغل اختیار نمودند که پس از سرخوردگی و عدم دست یابی به شغل با عزت، از دوستان و آشنایان دوری جسته و مناطق نا آشنا را در کارتن خوابی سپری میکنند.
هم اکنون پارکهای شهر کابل و اماکن خیابانی که به عنوان محل بود و باش کارتن خوابها از مناطق غیر ممنوعه میباشد، شاهد روز افزون جوانانی با لباس و صورت آراسته میباشد چشمها را به سمت خود خیره میکند که وقتی جویای احوال شان شویم، علتهای گوناگونی را از وضعیت تحمیل شده بر میشمارند، عللی همچون فروپاشی خانوادگی، فروپاشی ساختارهای اجتماعی، نا هنجاریهای اقتصادی و در سطح عموم عدم اتخاذ سیاستگزاری سالم و فرهنگ نا سالم تقسیم قدرت و امتیازات با معیارهای قومی را از عوامل اساسی آن میدانند، وقتی که یک جوان تحصیل یافته و غیر تحصیل یافته به علتی از خانواده طرد میگردد و یا فروپاشی خانوادگی و مسائل اقتصادی پای وی را به کلان شهرها میکشاند، در صورتی که نتواند به کار و شغلی دست یابد که زندگی روز مره اش را بگذراند، طبیعی است که سر انجام اش به اینجا ختم میگردد، آن ها توان پرداخت کرایه اطاق را ندارند، نزد آشناها و خویشاوندان به علت چشم و هم چشمی نمیتوانند بروند، حلقه فعالیت اقتصادی نیز از هر سو مسدود است، راه بازگشت به خانه هم برای شان مقدور نیست، در چنین حالت انتخابی به جز اختیار نمودن کارتن خوابی ندارند.
جهت حل این پدیدهی تحمیلی، تا کنون دولتمردان نیز نتوانسته اند/ نخواسته اند که راهکاری بسنجند، اگر امکان ایجاد مشغله و جذب آنان در ادارات دولتی و موسسات خصوصی نیست حد اقل استراتژی و برنامهی رزرفی در جلب و جذب آنان به صورت زمانمند تدارک دیده شود تا رسیدن به آن فرصت زمانی، در جمع آوری آنان به مکان تحت اداره و مدیریت دولت مشکل خوراکی و محل اقامت شان حل گردد، جوانان به عنوان پتانسیل و نیروی فعال چرخه سیاسی و اقتصادی از کارامدی تأثیر گزاری برخوردار اند که قریب به اتفاق عموم کشورهای جهان سرمایه گزاری بالای جوانان و استفاده از تواناییهای آنان را از اولویت سیاستهای اقتصادی شان میشمارند، در بعضی از کشورهای اروپایی که دچار کمبود نفوس جوان هستند، مرزهای شان را به جذب نیروهای جوان سائر کشورها باز گذاشته اند و مطابق به پروسه سیاستگزاری شان جوانان را جذب کار نموده و به آنان تابعیت میدهند که بسیاری از جوانان ما کشور ما نیز که بضاعت مخارج سفر را در اختیار داشتند در چنین کشورها به سر میبرند و زندگی به دور از دغدغه نان را سپری مینمایند، سازمانهای داوطلب که در بخشهای گوناگون اجتماعی مصروف ارائه خدمات اجتماعی میباشند نیز در راستای زدودن پدیده « کارتن خوابی» اقدامی روی دست نگرفته اند؛ لذا به نظر میرسد که مواجهه با این پدیده به مرور زمان به عنوان یک عرف و رویه اجتماعی ساده انگارانه خواهد بود و از بسکه بی توجهی در این امر بوده است احتمال میرود که رفته رفته به باد فراموشی سپرده شود، امری که اگر دوام بیاورد، به ازدیاد صفوف سارقین مسلح و گروههای تروریستی کمک بی مصرف و قابل ملاحظه خواهد بود.
در تازه وضعیت و چشم انداز به این پدیده باید از این زاویه نگریست که اگر از اکنون توجه دولتمردان و سازمانهای داوطلب بین المللی در رفع و مهار این معضل اجتماعی وارد اقدام نشود گمان میرود که صفهای آن در کوتاه مدت طولانی تر از آن خواهد شد که انتظار اش را داشتیم، امری که اکنون دولتمردان را بیشتر درگیر و مصروف خود نگهداشته است، مسئله صلح بین الافغانی و تقسیم ادارات دولتی میان دو تیم سیاسی است، تمرکز بر این دو مورد یاد شده، رسیدگی به پدیدههای غیر متعارف اجتماعی را تحت الشعاع خود قرار داده و باعث میگردد تا از کنار یک چالش اجتماعی مشکل و چالش دیگری سبز شود؛ لذا توجه به این امر فراموش شده میتواند در داشتن آیندهی یک افغانستان با ثبات و خود کفا کشور را یاری رساند، از مسئولین امور نیز انتظار میرود تا در حل این پدیده طرح و ابتکار جدی داشته باشند و متناسب با سطح اقتصادی و رفاه اجتماعی در مهار این وضعیت اقدام نمایند.
